"برای او که نمی داند بی او میمیرم"
دلم تنگ است اين شبها کاش بودي و مي ديدي
چه خاموش است بي تو روزگار من
کاش بودي و مي ديدي
اينجا تیت تاک ساعت
چه مظلومانه مي نالد به سوگ
لحظه هاي انتظار من
کاش بودي و مي ديدي
طبيعت پيش چشمانم چه بي رنگ است
وهر سازي بد آهنگ است
کاش بودي و مي ديدي
من از تو سخن، با پنجره، با آب، با آيينه، با ديوار مي گويم
کاش بودي و مي ديدي
که بي تو،
نگاه مردمان همچون نگاه يک عروسک خشک و بي حال است
کاش بودي و مي ديدي
بي تو مهر ورزيدن،دلدادگي ،چون ميوه کال است
+ نوشته شده توسط پریسا در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت
17:32 |

